|
اين طرف مشتي صدف ، آنجا كمي گل ريخته است
موج ، ماهي هاي عاشق را به ساحل ريخته
بعد از اين در جام ما تصوير ابر تيره اي است
بعد از اين در جام دريا ، ماه كامل ريخته است
مرگ حق دارد كه از ما روي برگردانده است
زندگي در كام ما مرگ هلاهل ريخته
هر چه دام افكندم ، آهوها گريزان تر شدند
حال ، صدها دام ديگر در مقابل ريخته
هيچ راهي جز به دام افتادن صياد نيست
هر كجا پا مي گذارم دامني دل ريخته
عارفي از نيمه راه تحير بازگشت
گفت : خون عاشقان منزل به منزل ريخته
+ | نويسنده : ناصر تاريخ : یکشنبه چهارم فروردین 1387 |
|